کوتاه درباره فروشنده

۱۳۹۵/۵/۱۹   |   محمد وحدانی   |   کافه نقد

1. چه اسم درجه یکی برای فیلم جدید اصغر فرهادی: فروشنده. و چه اسم معرکه‌ای برای پخش فرانسوی‌ فیلم: مشتری! بی‌خود نگران بودیم.
2. چطور می‌شود با «فروشنده» به وجد نیامد و چطور می‌شود مدلی که اصغر فرهادی در قصه‌گویی در آن به استادی رسیده ستایش نکرد؟ ترکیب قصه‌گویی دراماتیک با مایه‌های ملتهب به اضافه رئالیسم افراطی باز هم منجر به اثری درجه یک شده است.
3. قلبِ تپنده «فروشنده» يك ايده داستاني درخشان است که تماشاگر کارآزموده را هم خلع سلاح می‌کند، بارها غافلگیرش می‌کند و به احساساتش چنگ می‌زند. از آن قصه‌هايي كه شروع دراماتيك‌شان اين قدر به تاخیر می‌افتد كه فراموش مي‌كنيد کی وارد تونلي هولناک شده‌ايد؛ تونلی که دیگر از تاریکی‌اش خلاصی نیست. و درام فرهادی مثل بیل مکانیکی‌ای که در شروع فیلم به جان «خانه» می‌افتد، تماشاگرش را هم مثل شخصیت‌های اصلی خانه‌خراب می‌کند.
4. و «خانه»‌ای که در سینمای ایران ماندگار می‌شود، جایی که فقط محل زندگی شخصیت‌ها و صرفن محل وقوع رویدادها نیست. این دراماتیک‌ترین خانه‌ی سینمای ایران است؛ موتیفی هولناک که وجه سیاسی عمیقی پیدا می‌کند
5. براي اولين بار چیزهایی به سینمای فرهادی اضافه شده که نویدبخش ادامه فیلم‌سازی او است. بلاخره قاب‌های زیبا (هر چند بی‌تاکید) و برای اولین بار موسیقی وارد بافت فیلم‌هایش شده (هر چند با یک ترفند) و براي اولين بار «شخصیت اصلی» به اندازه «موقعيت اصلی» پيچيده است. کشتیِ فرهادی به راهش ادامه می‌دهد…
6. «فروشنده» از نظر کیفی در حد بهترین‌های فرهادی است و مثل «چهارشنبه سوری» و «جدایی…» درجه یک است هر چند نگاه انتقادی‌ام به این دو فیلم را به جنبه‌هایی از «فروشنده» هم دارم. سينماي فرهادي فوق‌العاده است هر چند هنوز حد نهايي دوست‌ داشتنم از سينما نيست.