نقد منتقدین (۴)

۱۳۹۵/۶/۷   |   نقدفارسی
نگاهی به انیمیشن مدفن کرم های شب تاب

مدفن کرم‌های شب‌تاب (Grave of the Fireflies)انیمیشنی ژاپنی به کارگردانی ایسائو تاکاهاتا است. مدفن کرم‌های شب‌تاب انیمیشنی محصول استودیوی مشهور ژاپنی Ghibli است که ایسائو تاکاهاتا آن را کارگردانی کرده است و در سال 1998 تولید شده است این انیمیشن، داستان یک خواهر (ستسوکو) و برادر (سیتا) را روایت می‌کند که در خلال جنگ‌جهانی دوم مادر خود را از دست می‌دهند و پدر آنها نیز در خدمت نیروی دریایی ارتش است. با از دست دادن مادر و بمباران روستا‌ی کوچک‌شان بی‌سرپناه می‌مانند و آخرین چاره آنها انتخاب زندگی با عمه‌شان است، اما رفتار‌های او با این دو، فروش لباس‌های مادرشان، سرکوفت‌ها و آزار دادنش باعث می‌شود که سیتا و ستسوکو زندگی در یکی از پناهگاه‌ های مخصوص بیماران هوایی را به ماندن در کنار عمه‌شان ترجیح بدهند. «تاثیر‌گذار»، «غم‌انگیز»، «بی‌نظیر و فراموش نشدنی»؛ اینها تنها تعدادی از واژگانی است که میتوان در توصیف این انیمیشن بلند به کار برد. در روز‌هایی که دنیای ما و کودک‌ها پر از انیمیشن‌های کارتو نیست که بیشتر به هدف سرگرم کردن تولید می‌شود، «مدفن کرم‌های شب‌تاب» انیمیشنی است که نمی‌توان به راحتی از آن عبور کرد. محصولی که با فیلمی همچون «فهرست شیندلر» در یک قاب مورد نقد قرار می‌گیرد. داستان ساده است و تاثیر‌گذاری فیلم مدیون همین سادگیست. دو کودک که جنگ همه چیز آنها ا گرفته مدتی در کنار عمه خود زندگی می‌کنند، اما غرور و رفتار این خویشاوندشان باعث می‌شود تا زندگی دیگری را انتخاب کنند و به زندگی در یک پنگاهگاه روی می‌آورند. خریدن و بعد‌ها پیدا کردن غذا مشکل‌تر می‌شود و خواهر کوچک‌تر یا ستسوکو نام دارد از گشنگی می‌میرد. دشمن اصلی در این فیلم نه آمریکا و نه هیچ کشور دیگری است. اینجا دشمن همان ضعف انسانیت در انسان‌هاست و این مورد با نماهایی کوتاه اما عمیق و پر از جزئیاتی که تاکاهاتا از آن بهره برده است به خوبی نشان داده می‌شود. با کنار هم قرار دادن این سکانس‌ها و ترکیب آن با موسیقی بی‌نظیر آقای مامی‌یا شعر غمگینی به دور از هرگونه ظاهر‌سازی و بزرگ‌نمایی به نمایش در می‌آید. همه عناصر فیلم انسانی هستند و شاید تنها قسمت اغراق‌آمیز آن ملاقات روح سیتا و ستسوکو پس از مرگ باید دانست. کاراکتر‌های این انیمیشن به سبک کارتون «فوتبالیست‌‌ها»ی مشهوری که همگی ما میشناسمش طراحی شده است. شخصیت‌هایی با چشمان درشت و حرکاتی سریع. استفاده از رنگ‌های قرمز و خاکستری در پس زمینه‌ها به خوبی بیان‌گر فضای جنگ است که ترش و دلهره را به نمایش می‌گذارند. صداگذاری کاراکتر‌ها به خوبی و به تناسب انجام شد و از نظر بصری هم فیلم قابل قبولی از آب درآمده است. حاشیه: داستان فیلم از یک رمان نیمه اتوبیوگرافی نوشته نوزاکا آکی‌یوکی اقتباس شده است. سربازی که از جنگ نجات میابد اما خواهرش از گرسنگی می‌میرد. سال 2008 به مناسبت 60 امین سالگرد خاتمه جنگ ژاپن و آمریکا، مجموعه‌ای تلویزیونی از این داستان ساخته شد که به اندازه خود انیمیشن جذاب نبود. این فیلم را با فرزندان بالای 12 سال خود تماشا کنید و انتظار خنده و تفریح نداشته باشید.

۱۳۹۵/۶/۷   |   نقدفارسی
نگاهی به انیمیشن مدفن کرم های شب تاب

درباره سازنده این اثر: Grave of Fireflies یا قبرستانی برای كرمهای شب تاب (火垂るの墓, Hotaru no Haka) انیمه فیلمی است كه بر اساس كتابی به همین نام و به نوشته Akiyuki Nosaka در سال 1988 توسط Isao Takahata به شكل انیمیشن درآمد. Isao Takahata نویسندگی و كارگردانی این اثر را خود بر عهده داشت و آنرا برای انتشارات Shinchosha كه اولین تجربه فیلم سازی خود را با این انیمه آغاز می كرد ساخت. متعاقبا Shinchosha هم Studio Ghibli را جهت بر عهده گرفتن پروسه ساخت انیمیشن برگزید. سازنده این اثر كه از دوستان قدیمی آقای Hayao Miyazaki فیلمساز شهیر دنیای انیمه ژاپن می باشد و در كارهای مختلفی هم با ایشان همكاری داشته است. از جمله آثار زیبای دیگر آقای Isao Takahata می توان به Only Yesterday در نقش كارگردان و Nausicaä of the Valley of the Wind آقای میازاكی در نقش تهیه كننده نام برد. درباره عنوان این انیمه: در زبان ژاپنی اسامی شكل جمع به خود نمی گیرند لذا كرمهای شب تاب بكار رفته در نام این انیمه هم می تواند اسم فرد باشد هم می تواند اسم جمع یعنی هم می شود آنرا اینگونه ترجمه كرد كه قبری برای شب تاب هم قبرستانی برای شب تابها. یكی از دلایل نام گذاری این انیمه با این نام می تواند به صحنه هایی از فیلم برگردد كه سِیتا و سِتسوكُ با گرفتن كرمهای شب تاب از آنها برای روشن كردن شبِ پناهگاهی كه در آن بسر می برند استفاده می كنند و فردای آنروز ستسوك برای همه آن كرمهای شب تابی كه در گذران این شب تاریك جان خود را از دست داده اند قبری حفر می كند و این سوال را از برادرش می پرسد كه چرا كرمهای شب تاب اینقدر كوتاه عمر می كنند ؟ (این عبارت به گونه ای بازگو كننده داستان انسانهایی كه در این فیلم به آنها بر می خوریم نیز هست.) علاوه بر این در حالت منفرد كرم شب تاب می تواند به كنایه خود شخصیت ستسوك باشد كه در آغاز كودكی جان خود را از دست می دهد. نكته دیگر نهفته در عنوان این انیمه نحوه نوشته شدن كرم شب تاب در نام این انیمه است. بجای اینكه كرم شب تاب در الفبای Kanji به این شكل نوشته شود: 蛍 كرم شب تاب با دو كلمه: 火 به معنی آتش و 垂 به معنی آویزان (همانند قطره شبنمی كه از یك برگ در حال افتادن است) نوشته شده است. اعتقاد منتقدین بر این است كه این آتش آویخته می تواند برگرفته شده از چند سنت و رویداد باشد: اولین احتمال تصور كرمهای شب تاب به عنوان قطرات آتش می باشد. همچنین برخی آنرا برگرفته از یك مراسم آتش بازی سنتی ژاپنی بنام Senkō hanabi می دانند كه در آن از گونه ای از مواد محترقه استفاده می شود كه بصورت معكوس نگه داشته می شود و نیاز به دقت فراوان در حمل آن دارد و می بایست كاملا ساكن بماند تا شعله آتش آن بر زمین نیافتد و از بین نرود. این ویژگی می تواند بیانگر شكنندگی زندگی و كوتاهی عمر باشد. علاوه بر این مراسم آتشبازی ژاپن جشنی خانوادگی است كه می تواند از این جهت هم نشانگر رابطه عاطفی میان برادر و خواهر باشد. علاوه بر همه اینها، آتش آویخته می تواند نشانه ای از بمبهایی باشد كه در جریان جنگ جهانی دوم باعث بی خانمانی هزاران ژاپنی شد. منشاء پیدایش داستان: همانطور كه در بخش اول این نوشته توضیح داده شد این فیلم برگرفته از كتابی به همین نام از آقای Akiyuki Nosaka است و دلیل نگارش این داستان هم نشان دادن احترام نویسنده به مرگ خواهر خود به جهت سوء تغذیه در جریان جنگ جهانی دوم بسال 1945 می باشد. Akiyuki Nosaka همواره خود را بخاطر این رویداد ملامت می كرد و این كتاب بجهت تسكینی بر همه این دردها بود. خلاصه ای از داستان: داستان روایتگر زندگی دو كودك بی سرپرست در اواخر جنگ جهانی دوم در ژاپن است كه مادر خود را در جریان بمباران شهر كُبِ و پدرشان را هم در خدمت به نیروی دریایی از دست داده اند و حالا مجبور هستند با شرایط سخت زندگی و قحطی آن ایام دست و پنجه نرم كنند. داستان از ایستگاه راه آهن شهر Sannomiya Station آغاز می شود و شما شاهد مرگ برادر بزرگتر یعنی Seita در گوشه ای خلوت از ایستگاه در نهایت بدبختی، ژندگی و در كنار عده ای دیگر از بچه های بی سرپرست هستید. بعد مامور نظافت ایستگاه را می بینید كه در نهایت بی تفاوتی او را وارسی و از او یك جعبه آبنبات زنگ زده پیدا می كند و پس از اینكه نمی تواند متوجه محتویات آن شود آنرا به درون الفزار پرتاب می نماید. جعبه بر زمین می افتد و دَرِ آن باز می شود و خاكستر خواهر كوچكتر بیرون می ریزد. این آخرین دارایی برادر بزرگتر در پایان عمر اوست... ناگهان الفزار را مملو از كرمهای شب تاب می یابید كه این شب تاریك را با نور افشانی خود برای رسیدن روح برادر بزرگتر به خواهر و پایان همه سختیها روشن می كنند. بار دراماتیك این صحنه فوق العاده بالاست و هر بیننده ای را تحت تاثیر قرار می دهد. از اینجا به گذشته برمی گردیم زمانی كه آغاز جدایی دو فرزند از مادر در جریان حمله هوایی هواپیماهای B52 آمریكاست. شهر یكپارچه در آتش است و همه بدنبال سرپناهی برای نجات. در این اثنا دو فرزند از مادر جدا می شوند و به گوشه ای پناه می برند. پس از ساكت شدن سروصداها آنها بیرون می آیند و با شهری كاملا ویران شده مواجه می شوند. Seita مادر را در حالیكه بر اثر سوختگی شدید جان داده در بیمارستان می یابد و این آغاز دوران تنهاییست. بدون داشتن جایی برای زندگی، آنها به عمه خود پناه می برند. Seita در روز بعد به خانه خودشان بر می گردد و آنچه در حیاط منزل زیر زمین برای مواقع اضطراری ذخیره كرده را برای عمه می آورد بجز یك جعبه آبنبات كه آنرا برای خواهر كوچكتر كنار می گذارد. این جعبه شكلات یكی از عناصر مهم دراماتیك داستان است. متاسفانه روز به روز بی مهری عمه نسبت به بچه ها بیشتر می شود و حتی بچه ها كمتر فرصت پیدا می كنند تا درست غذا بخورند. این مسئله سرانجام بچه ها را بر آن می دارد تا خانه را ترك كنند و تصمیم بگیرند تا روی پای خود بایستند. اما محیط بیرون بسیار خشنتر از آن چیزی است كه آنها تصورش را می كنند. سرانجام آنها یك پناهگاه قدیمی را به عنوان خانه انتخاب می كنند تا زمانیكه برنجی كه برایشان باقی مانده به اتمام می رسد. آنها به خوردن هر آنچه كه می یابند روی می آورند: ماهی، قورباغه و هر آنچه در كنار بركه ای كه در مجاورت پناهگاه قرار دارد. اوضاع روز به روز بدتر می شود. Seita حتی مجبور به دزدی می شود ولی حتی اینكار هم نمی تواند كمك زیادی نماید. خواهر كوچولو حالا از سوء تغذیه مریض شده و هر روز حالش رو به وخامت می رود... تمام سعی برادر بزرگتر در نجات خواهر بی نتیجه می ماند و مرگ او را در بر می گیرد. و برادر خاكستر Setsuko را در جعبه آبنبات مورد علاقه خواهر با خود می برد. در انتهای داستان زندگی Seita، او دیگر ناراحت و گرسنه نیست روح او در كنار Setsuko به آرامی آرمیده است. شرح كوتاهی بر فیلم: به گواه بسیاری از منتقدان Grave of Fireflies یكی از بهترین فیلمهای ساخته شده با موضوع ضد جنگ در تاریخ سینماست كه تحسین بینندگان خود را در هر مكانی كه امكان نمایش یافته است برنگیخته. شاید در نگاه اول Grave of Fireflies به نظر یك درام ساده به نظر بیاید، كه چاشنی كمدی را بدنبال دارد ولی به محض شروع نمایش فیلم این احساس به شما دست می دهد كه چیز متفاوتی از آنچه بصورت روزمره در انیمه ها دیده اید را شاهد خواهید بود. اگرچه Grave of Fireflies ممكنست اندوه، غم وحس همدردی را برای شما به ارمغان آورد، اما شما صاحب تجربه ای جدید از آنچه تاكنون دیده اید خواهید شد. انیمیشن روان و طراحی واقعگرایانه كاراكترهای این انیمه آن را با سلیر انیمیشنهای معاصر متمایز نموده است. موزیك متن این فیلم برخلاف سایر كارهای Studio Ghibli از آثار كلاسیك Bach, Handel, Vivaldi, Alessandro Marcello, Joseph Haydn, Mozart, and Boccherini برگرفته شده تا بار درام كار را بالاتر ببرد. عملیات دوبله این فیلم به زبان انگلیسی همانطور كه دوستان بیان كردند بسیار خوب انجام شده و جزو معدود عناوینی است كه نسخه انگلیسی آن هم قابل دیدن و لذت بردن است. این فیلم جزو اولین فیلم انیمه هایی بود كه خود فرصت تماشای آنرا پیدا كردم و خوشحالم كه امكان نوشتن نقد برای چنین شاهكاری نصیب من شد. سخن پایانی: در 60 امین سالگرد پایان یافتن جنگ جهانی دوم شركت NTV ژاپن فیلم زنده ای از این داستان در 1 نوامبر سال 2005 به نمایش گذاشت كه برخلاف خط داستانی انیمه داستان را از زاویه دید دخترعمه Setsuko و Seita بازگو می كند كه چطور شاهد است كه شرایط سخت جنگی مادر مهربان او را به یك هیولا تبدیل می كند. زمان این فیلم 2 ساعت و 28 دقیقه می باشد.

۱۳۹۵/۶/۷   |   جان ترنر   |   نقدفارسی
معرفی و نقد «مدفن كرم های شب تاب »: شاهکار سینمایی ایسائو تاکاهاتا و موفقیت بزرگ انیمیشن

ستسوکو و سیتا خواهر و برادری اند که در زمان جنگ در ژاپن زندگی می کنند,بعد از این که مادرشان در یک حمله هوایی کشته می شه به طور موقت به خانه یکی از اقوامشان می روند,بعد از درگیری با خاله شان شهر و ترک می کنند و در یک پناهگاه متروکه به زندگی می پردازند,از اونجایی که از سرنوشت پدره سربازشون خبر ندارن برای گزران زندگیشون به هم تکیه می کنند,اما با بروز قحطی,کم کم از پا درمیان و در این میان تنها دلخوشیشون نور کرم های شب تابه... حقیقتا یکی از بزرگ ترین موفقیت های استودیوی جیبلی « مدفن کرم های شبتاب » است که واقعا شایستۀ قرار گرفتن در ردۀ بهترین فیلم های تمام دوران است. نه تنها به خاطر کار برجستۀ هنری ( و ریسک رهایی از گیشه ها ) این یک فیلم تفکر برانگیز است و دل شکستگی نهایی داستان مربوط به از دست رفتن بی گناهی و تراژدی های جنگ است. بر اساس زندگینامه ای که آکیوکی نوساکا درمورد خودش نوشته است فیلم در جریان بمب باران جنگ جهانی دوم ساخته شده است. با محوریت « سِتا » پسر یک سرباز طماع نیروی دریایی و خواهر کوچک بی گناهش ستسوکو. جدال آنها برای زنده ماندن درست از زمانی که توسط سربازان B29 آمریکایی هدف گلوله قرار می گیرند ــ مادر به سختی مجروح شده و در بیمارستان بستری است. جایی که او مدتی بعد می میرد. بچه ها به نیشینومیا می روند تا با خاله شان زندگی کنند. خاله شان زنی سرد و نامهربان و در خدمت خودش است و اصلا حوصلۀ « سیتا » و« ستسوکو » را ندارد. مخصوصا وقتی که در زیر نور مهتاب به دنبال کرم های شبتاب می گردند، کنار ساحل بازی می کنند یا اطراف خانه قدم می زنند به جای اینکه به او کمک کنند. وقتی که بچه ها بیشتر و بیشتر از طرف خاله شان تحقیر شدند تصمیم به فرار گرفتند. آنها در یک غار متروک در کنار دریاچه ساکن شدند. آنها به هر طریقی سعی داشتند با سبزیجات و غذاهایی که پیدا می کردند و یا می دزدیدند زنده بمانند و..... نتیجۀ داستان در واقع در همان آغاز فیلم نمایان می شود؛ جایی که ما بدن روح مانند « سیتا » را می بینیم که از گرسنگی به سوی مرگ می رود. مرگی دردناک در حالی که تنها در ایستگاه قطار است. براستی وقتی ما چگونگی حادث شدن این وقایع را می بینیم در جستجوی راهی برای زنده ماندن « سیتا » و « ستسوکو » هستیم؛ ولی افسوس، کسی برای پایداری « سیتا » افتخار نمی کند. آهنگ کلی فیلم روایت همسو بودن یک تراژدی بزرگ با لحظات شاد و بی دردسر آنان که ذکر شد است. شامل بازی کردن « سیتا » و« ستسوکو » اطراف خانه یا جمع آوری کرمهای شبتاب برای روشنایی غارشان، همۀ شادی این وقایع با احساس اندوه از بین می رود، چون ما می دانیم که این لحظات کوتاه شادی ادامه پیدا نمی کند. چه کسی برای گرفتاری این بچه ها مقصر شناحته می شود؟ فیلم هرگز جواب این سوال را به بیننده نمی دهد. یا این سوال که چه کسی برای آنها غصه می خورد؟ برای کارگردان، ایسائو تاکاهاتا، آسان است که یک فیلم ضد آمریکایی بسازد، ولی او بهتر عمل می کند. به جای آن او به خوبی نشان می دهد که جنگ می تواند برای قربانیان نتایج مهلک و وخیمی داشته باشد. او همچنین از اینکه از هر شخصیت یک قهرمان یا یک تبهکار بسازد اجتناب می کند و به جای آن فیلم را داستانی بسیار انسانی بدون هیچ شخصیت کاملا « خوب » یا « بد » تعریف می کند. برای مثال خالۀ آنها شرور نیست. او فقط یک زن رنجیده و نا امید است. کسی که فقط تلاش می کند زنده بماند همانطور که « سیتا » و « ستسوکو » تلاش می کنند. با اینکه رفتار او با بچه ها بی رحمانه است، هیچ گاه او را مثل یک شحصیت « بد » نمی بینیم. در حالی که او یک شخصیت انسانی چند پهلو دارد. معمولا هر کسی فکر می کند که این نوع داستان برای « اکشن کامپیوتری » مناسب است. ولی « مدفن کرم های شبتاب » به خوبی ثابت کرد که می تواند خود را با انیمیشن نشان دهد. خبری از جلوه های فوق العادۀ بصری نیست. اگرچه فیلم مانند دیگر محصولات « جیبلی » مجلل و مهیج است. و یک نمایش از کاراکترهای واقعی که می جنگند با احساساتی قابل لمس. و هیجان انگیز ترین هنر این فیلم که چقدر ما را تحت تأثیر قرار می دهد که برای « سیتا » و « ستسوکو » غصه می خوریم. عشق جدا نشدنی آنها و همراهیشان در طول داستان در محوریت است. دوره های ممتد سکوت در موسیقی متن فیلم وجود دارد. آهنگ به تنهایی خیلی کم به کار رفته. با این حال هنوز هم فیلم موسیقی متن قدرتمندی دارد. مؤثر ترین لحظه جایی است که ما صدایی را می شنویم « خانه، خانه دوست داشتنی » از بالای تصویری از « ستسوکو » که در کنار پناهگاه بازی می کند. من معمولا در نقدرهایم این را نمی گویم اما توصیه می کنم فیلم را با زبان اصلی آن بعنی ژاپنی ببینند چون تجربه ای جالب و واقعی تری است. نه اینکه دوبله انگلیسی آن بد باشد، در واقع به طرز حیرت آوری خوب کار شده. با رهبری موثر « جی رابرت اسپنسر » و برجستگی قابل توجه ظاهر انیمیشن با صدای « ورونیکا تیلور »، « کریستسن فریمن » و « دن گرین ». صدای ستسوکو « رودا کروسایت » تنها صدایی بود که خوب کار نشد. او به نظر می رسید بزگسال باشد تا یک دختر جوان. با این حال برای کسانی که نمی توانند زیرنویس ها را بخوانند فیلم دوبله شده بهتر است. حتی در ژانری مثل Multi Facted ( چند واقعیتی ) انیمیشن های ژاپنی فیلم های اندکی هستند که هر کسی باید آن را ببیند. مدفن کرم های شبتاب یکی از این فیلم هاست.

۱۳۹۵/۶/۷   |   خبرآنلاین
مدفن کرم‌های شب‌تاب ؛بهترین انیمیشن ژانرجنگ

مدفن کرم‌های شب‌تاب انیمیشنی محصول استودیوی مشهور ژاپنی Ghibli است که ایسائو تاکاهاتا آن را کارگردانی کرده است و در سال 1998 تولید شده است. این انیمیشن، داستان یک خواهر (ستسوکو) و برادر (سیتا) را روایت می‌کند که در خلال جنگ‌جهانی دوم مادر خود را از دست می‌دهند و پدر آنها نیز در خدمت نیروی دریایی ارتش است. با از دست دادن مادر و بمباران روستا‌ی کوچک‌شان بی‌سرپناه می‌مانند و آخرین چاره آنها انتخاب زندگی با عمه‌شان است، اما رفتار‌های او با این دو، فروش لباس‌های مادرشان، سرکوفت‌ها و آزار دادنش باعث می‌شود که سیتا و ستسوکو زندگی در یکی از پناهگاه‌ های مخصوص بیماران هوایی را به ماندن در کنار عمه‌شان ترجیح بدهند. «تاثیر‌گذار»، «غم‌انگیز»، «بی‌نظیر و فراموش نشدنی»؛ اینها تنها تعدادی از واژگانی است که میتوان در توصیف این انیمیشن بلند به کار برد. در روز‌هایی که دنیای ما و کودک‌ها پر از انیمیشن‌های کارتو نیست که بیشتر به هدف سرگرم کردن تولید می‌شود، «مدفن کرم‌های شب‌تاب» انیمیشنی است که نمی‌توان به راحتی از آن عبور کرد. محصولی که با فیلمی همچون «فهرست شیندلر» در یک قاب مورد نقد قرار می‌گیرد. داستان ساده است و تاثیر‌گذاری فیلم مدیون همین سادگیست. دو کودک که جنگ همه چیز آنها ا گرفته مدتی در کنار عمه خود زندگی می‌کنند، اما غرور و رفتار این خویشاوندشان باعث می‌شود تا زندگی دیگری را انتخاب کنند و به زندگی در یک پنگاهگاه روی می‌آورند. خریدن و بعد‌ها پیدا کردن غذا مشکل‌تر می‌شود و خواهر کوچک‌تر یا ستسوکو نام دارد از گشنگی می‌میرد. دشمن اصلی در این فیلم نه آمریکا و نه هیچ کشور دیگری است. اینجا دشمن همان ضعف انسانیت در انسان‌هاست و این مورد با نماهایی کوتاه اما عمیق و پر از جزئیاتی که تاکاهاتا از آن بهره برده است به خوبی نشان داده می‌شود. با کنار هم قرار دادن این سکانس‌ها و ترکیب آن با موسیقی بی‌نظیر آقای مامی‌یا شعر غمگینی به دور از هرگونه ظاهر‌سازی و بزرگ‌نمایی به نمایش در می‌آید. همه عناصر فیلم انسانی هستند و شاید تنها قسمت اغراق‌آمیز آن ملاقات روح سیتا و ستسوکو پس از مرگ باید دانست. کاراکتر‌های این انیمیشن به سبک کارتون «فوتبالیست‌‌ها»ی مشهوری که همگی ما میشناسمش طراحی شده است. شخصیت‌هایی با چشمان درشت و حرکاتی سریع. استفاده از رنگ‌های قرمز و خاکستری در پس زمینه‌ها به خوبی بیان‌گر فضای جنگ است که ترش و دلهره را به نمایش می‌گذارند. صداگذاری کاراکتر‌ها به خوبی و به تناسب انجام شد و از نظر بصری هم فیلم قابل قبولی از آب درآمده است. حاشیه: داستان فیلم از یک رمان نیمه اتوبیوگرافی نوشته نوزاکا آکی‌یوکی اقتباس شده است. سربازی که از جنگ نجات میابد اما خواهرش از گرسنگی می‌میرد. سال 2008 به مناسبت 60 امین سالگرد خاتمه جنگ ژاپن و آمریکا، مجموعه‌ای تلویزیونی از این داستان ساخته شد که به اندازه خود انیمیشن جذاب نبود. این فیلم را با فرزندان بالای 12 سال خود تماشا کنید و انتظار خنده و تفریح نداشته باشید.