نگاهی به همسایه ام توتورو

۱۳۹۵/۶/۱۳   |   هومن داودی   |   نقدفارسی

همسایه ام توتورو یکی از شیرین ترین، صمیمانه ترین و روان ترین آثار استاد هایائو میازاکی است. داستان فیلم درباره مهاجرت یک خانواده نوعی ساکن توکیو به مناطق روستایی اطراف و درگیری های دو دختر خردسال خانواده با محیط جدید است. این دو دختر کوچک چنان زنده و واقعی و شیرین از کار درآمده اند که می خواهید آنها را بغل کنید. دلیل این قضیه فقط ظاهر دوست داشتنی آنها نیست. میازاکی با قدرتمندی عادتها، دلخوشیها و دغدغه های این دو کودک را به تصویر کشیده است. استاد به درستی می داند که دخترهایی با این سن سال کجا می خندند، کجا گریه می کنند، کجا حسادت می کنند، کجا عصبانی می شوندو… تخیلات آنها درباره توتورو(همان موجودی که لوگوی استودیوی جیبلی است)، به زیبایی هرچه تمام تر در بافت قصه تنیده شده و ما را وادار می کند تا به دنیای آنها احترام بگذاریم. البته این ماجراها ریشه در اساطیر سنتی ژاپن دارند و پدر واقعا روشنفکر خانواده، با بردن بچه ها به مکانهای مقدس و به رسمیت شناختن افکار دو دختر، نقش مهمی در شکل گیری این تخیلات بی نظیر دارد. فضاهای زیبای مناطق روستایی، واقعا بیننده را در خود غرق می کند و سادگی و بی تکلفی زندگی کودکانه، خاطرات شیرین کودکی را زنده می کند. مهارت میازاکی در داستانگویی همیشه نقطه قوت آثارش بوده است. در این فیلم هم مثلا در صحنه اولین برخورد خواهر کوچتر (می) با توتورو یا سکانس انتظار کشیدن برای رسیدن اتوبوس پدر، استادی میازاکی کاملا مشخص است.

با دیدن این فیلم می شود فهمید که چرا کشور ژاپن با وجودی که از لحاظ تکنولوژی و مدرنیته در سطح اول دنیا قرار دارد، هرگز به ورطه فساد، پوچی و تنهایی انسانها (آن چنان که در دنیای غرب رایج است) نیفتاده است. آنچه استاد میازاکی با هنرمندی در همسایه ام توتورو به تصویر کشیده این است که انسان هرچقدر هم پیشرفت کند، باز هم مقهور طبیعت است و با احترام گذاشتن به طبیعت است که می تواند به پیشرفت خود در طولانی مدت ادامه بدهد. احترام به طبیعت باعث می شود که انسانها به یکدیگر هم به عنوان جزیی از طبیعت احترام بگذارند. مسلما در این صورت از میزان دروغ و جرم و جنایت بسیار کاسته خواهد شد. الحق که فلسفه قشنگی به نظر می رسد و همین چیزهاست که تماشای آثار میازاکی را به یک لذت تمام نشدنی تبدیل کرده است.