نقد منتقدین (۲)

۱۳۹۵/۱۰/۱۵   |   هومن داودی   |   نقدفارسی
عناصر مشترک در دنیای میازاکی

عناصر فرمی: 1. یك دختر نوجوان به عنوان قهرمان: این مورد نیاز زیادی به توضیح ندارد چون كاملا مشخص است. البته در «همسایه‌ام توتورو» دو دختر قهرمان داریم و در «پوركو روسو» و «شاهزاده مونونوكه» قهرمان اصلی دختر نیست. اما همیشه در آثار میازاكی این بعد زنانه با قدرت هرچه تمام‌تر حضور دارد. 2. یك موجود بانمك به عنوان وردست قهرمان اصلی:در «همسایه‌ام توتورو» خود توتورو یا آن قوم و خویش‌های كوچولویش، 3. موسیقی پروپیمان و باشكوه: جو هیسایشی از همان اولین فیلم میازاكی تمام موسیقی متن‌های فیلم‌های او را نوشته و اجرا كرده. آن هم با دم‌ودستگاه كامل و یك اركستر فیلارمونیك پروپیمان. این عنصر شاید مشترك‌ترین! عنصر فیلم‌های میازاكی باشد. عنصر مهمی كه به زندگی فیلم‌های میازاكی در ذهن و قلب تماشاگرانش كمك زیادی می‌كند. برای اثبات میزان تأثیرگذاری این موسیقی‌ها هیچ دلیل قانع‌كننده‌تری جز خودشان وجود ندارد. موسیقی‌های باشكوهی كه ابعاد مختلف حماسی، احساسی و جادویی آثار میازاكی را به اوج می‌رسانند و می‌توان جدا از فیلم‌ها، مثل قطعه‌های شاهكار موسیقی بارها و بارها به‌شان گوش سپرد. 4. وفاداری به سنت انیمیشن دوبعدی: وقتی كه میازاكی سی سال پیش تولید انیمیشن را شروع كرد خبری از كامپیوتر و دیجیتالسیم افراطی این روزها نبود. استاد با كد یمین و عرق جبین دانه به دانه تصویرها را می‌كشید و فیلمش را می‌ساخت. با ورود كامپیوتر و سه‌بعدی شدن انیمشن‌ها، او هنوز هم با قدرت سنگر را حفظ كرده. فرم خاص دوبعدی‌ آثار او با جزییات بسیار زیاد و باورنكردنی و تونالیتة رنگ‌ چشم‌نواز كه یك جور حس هنری در آن نهفته، اولین چیزی است كه در برخورد با انیمیشن‌های او توی چشم می‌زند. این فرم دوبعدی، آلترناتیو قدرتمندی در برابر انیمیشن‌های سه‌بعدی است كه همه جا را پر كرده. عناصر مضمونی: 1. پرواز: پرواز یك جورهایی امضای شخصی میازاكی پای فیلم‌هایش است.در «همسایه‌ام توتورو» پرواز كردن با توتورو دختر كوچولوهای فیلم را در دنیای رویا تثبیت می‌كند و بعدش هم با پرواز كردن به وسیله «اتوبوس گربه‌ای» به هدف نهایی‌شان كه دیدار مادر است نائل می‌شوند. 2. دغدغه طبیعت و محیط ‌زیست: «همسایه‌ام توتورو» ستایش‌نامه‌ای است درباره زندگی در روستاهای حاشیه توكیو و تنفس كردن در فضاهای بكر طبیعت. 3. جادو و ماوراءالطبیعه: این مورد یك از پیش‌فرض‌های اصلی فیلم‌های میازاكی است و كسانی كه با جادو میانه خوبی ندارند بهتر است طرف این انیمیشن‌های جادویی نروند. این موضوع درباره همه انیمیشن‌های میازاكی صادق است اما مسلما میزان جادویی بودن آن‌ها با هم فرق دارد. نكته جالب این‌جاست كه در این آثار بر خلاف انیمیشن‌های غربی، فقط كودكان نیستند كه رخدادهای جادویی را می‌بینند و لمس می‌كنند؛ بلكه بزرگ‌سالان هم معمولا درگیر این قضایا می‌شوند. اگر هم جادو را خودشان درك نكنند، به حرف‌های بچه‌ها و در حقیقت به ماوراءالطبیعه احترام می‌گذارند («همسایه‌ام توتورو»). 4. عدم حضور شخصیت منفی به معنای كلاسیك: این موضوع یكی از خصوصیت‌های نبوغ‌آمیز میازاكی است كه گاهی بدون یك قطب منفی و شر، داستان می‌گوید و چه خوب هم داستان می‌گوید. «همسایه‌ام توتورو» یك از این موردهای عجیب است. همه چیز در آن دهكده آرام شیرین و دوست‌داشتنی است. تنها قضیه‌ای كه اسباب دغدغه بچه‌ها را فراهم كرده این است كه پدر كمی دیرتر از سر كار برمی‌گردد یا از آن مهم‌تر مریضی مادر است كه معلوم نیست كی بتواند به خانه برگردد. در واقع این ذات خود «زندگی» است كه به قطب منفی ماجرا تبدیل شده. 5. تقلیل بار منفی مفاهیم خشن و زشت: این یكی هم جزو مهارت‌های ویژه میازاكی است كه باعث می‌شود آثار او نوعی تشخص پیدا كنند. «همسایه‌ام توتورو» آن قدر شیرین است كه غم‌انگیزترین بخش‌اش، غم از دست دادن مادر در آینده است. البته این غم هم با كمك توتورو و اتوبوس گربه‌ای رفع‌ورجوع می‌شود و در تیتراژ آخر فیلم می‌بینیم كه مادر به خانه بازگشته است. 6. خانواده و اهمیت آن: خانواده و ساختارش همیشه جایگاه مهم و گاهی دور از انتظار در فیلم‌های میازاكی داشته است. در «همسایه‌ام توتورو» دو دختر كوچك قصه تقریبا به‌دور از محبت و مراقبت پدر و مادرشان بزرگ می‌شوند و دغدغه اصلی‌شان جمع شدن همه اعضای خانواده كنار هم است. و در آخر، گفتنی‌ها و نوشتنی‌ها درباره آثار هایائو میازاكی خیلی بیش‌تر از این حرف‌هاست.

۱۳۹۵/۶/۱۳   |   هومن داودی   |   نقدفارسی
نگاهی به همسایه ام توتورو

همسایه ام توتورو یکی از شیرین ترین، صمیمانه ترین و روان ترین آثار استاد هایائو میازاکی است. داستان فیلم درباره مهاجرت یک خانواده نوعی ساکن توکیو به مناطق روستایی اطراف و درگیری های دو دختر خردسال خانواده با محیط جدید است. این دو دختر کوچک چنان زنده و واقعی و شیرین از کار درآمده اند که می خواهید آنها را بغل کنید. دلیل این قضیه فقط ظاهر دوست داشتنی آنها نیست. میازاکی با قدرتمندی عادتها، دلخوشیها و دغدغه های این دو کودک را به تصویر کشیده است. استاد به درستی می داند که دخترهایی با این سن سال کجا می خندند، کجا گریه می کنند، کجا حسادت می کنند، کجا عصبانی می شوندو… تخیلات آنها درباره توتورو(همان موجودی که لوگوی استودیوی جیبلی است)، به زیبایی هرچه تمام تر در بافت قصه تنیده شده و ما را وادار می کند تا به دنیای آنها احترام بگذاریم. البته این ماجراها ریشه در اساطیر سنتی ژاپن دارند و پدر واقعا روشنفکر خانواده، با بردن بچه ها به مکانهای مقدس و به رسمیت شناختن افکار دو دختر، نقش مهمی در شکل گیری این تخیلات بی نظیر دارد. فضاهای زیبای مناطق روستایی، واقعا بیننده را در خود غرق می کند و سادگی و بی تکلفی زندگی کودکانه، خاطرات شیرین کودکی را زنده می کند. مهارت میازاکی در داستانگویی همیشه نقطه قوت آثارش بوده است. در این فیلم هم مثلا در صحنه اولین برخورد خواهر کوچتر (می) با توتورو یا سکانس انتظار کشیدن برای رسیدن اتوبوس پدر، استادی میازاکی کاملا مشخص است. با دیدن این فیلم می شود فهمید که چرا کشور ژاپن با وجودی که از لحاظ تکنولوژی و مدرنیته در سطح اول دنیا قرار دارد، هرگز به ورطه فساد، پوچی و تنهایی انسانها (آن چنان که در دنیای غرب رایج است) نیفتاده است. آنچه استاد میازاکی با هنرمندی در همسایه ام توتورو به تصویر کشیده این است که انسان هرچقدر هم پیشرفت کند، باز هم مقهور طبیعت است و با احترام گذاشتن به طبیعت است که می تواند به پیشرفت خود در طولانی مدت ادامه بدهد. احترام به طبیعت باعث می شود که انسانها به یکدیگر هم به عنوان جزیی از طبیعت احترام بگذارند. مسلما در این صورت از میزان دروغ و جرم و جنایت بسیار کاسته خواهد شد. الحق که فلسفه قشنگی به نظر می رسد و همین چیزهاست که تماشای آثار میازاکی را به یک لذت تمام نشدنی تبدیل کرده است.