بودن یا نبودن مسئله این است

۱۳۹۵/۱۰/۱۹   |   مجید ستایش   |   آفتاب

ویلیام شکسپیر، هملت را در قرن شانزدهم میلادی براساس موقعیت‌های اجتماعی خویش نگاشته است و از این نگاه برداشت‌های متفاوتی براساس مقتضیات زمانی، می‌توان داشت. درصورتی‌که پس از سال‌های دراز، کنت برانا اهل انگلیس کارگردان فیلم هملت از این اثر مهم، بسیار دقیق و براساس شرایط فعلی خود این کا ر را ساخت. در این فیلم با نوع لباس کاراکترها، دکور صحنه، بازی بازیگران و انتخاب لوکیشن‌ها توانسته است اثری خلق کند که نشانگر زمانه خویش باشد و با بهره‌گیری از تکنیک‌های فیلمسازی به این اثر، جلا بخشیده است.
به عنوان مثال یکی از لوکیشن‌ها، قصر پادشاهی است که کنار زمین آن به صورت مربع‌هایی شبیه صفحه شطرنج می‌باشد که مهره‌های آن، افراد داخل آن می‌باشند و کسی که تفکر عمیق‌تری دارد بازی را می‌برد. در این مسیر هملت، چون دانشجوی فلسفه است شک می‌کند که پدرش مرده یا توسط عمویش به قتل رسیده است و همین باعث می‌شود که به دنبال حقیقت رفته و ماجرا را کشف کند.
در ابتدا دوستان هملت که روح پدر هملت را می‌بینند به او (هملت) جریان را می‌گویند و هملت برای دیدن روح پدرمشتاق می‌شود و زمانی‌که روح پدر با هملت صحبت می‌کند و جریان کشته شدن خود را توسط برادرش برای هملت بازگو می‌کند نمایی از لب‌ها را به صورت اینسرت می‌بینیم و بعد نشان داده می‌شود که در گوش او زهر می‌ریزند و این پلان دو بار تکرار می‌شود، این تاکیدگذاری در این سکانس هدف کنت در جامعه فعلی‌اش یا حتی دهکده جهانی که همه برای رسیدن به قدرت و ثروت دست به هر کاری می‌زنند، حائز اهمیت است. یا در سکانسی از فیلم، تاج پادشاه نشان داده می‌شود که قدرت، حرف اول را در جامعه می‌زند.
این تاج به نمای قصر پادشاه دیزالو می‌شود و بعد ثروت مطرح می‌شود. در واقع قدرت و ثروت دور کن مهم مادی در جوامع بشری می‌باشند و همچنین رنگ لباس‌های کاراکترها که زرق و برق این قشر از آدم‌ها در جوامع مختلف بشری هستند. کنت برانا در بعضی از سکانس‌ها خیلی خوب عمل می‌کند. مثلا مواقعی از فیلم، ما با حرکت دوربین مواجه هستیم که این حرکت یک حالت توهم و وحشت را در مخاطب ایجاد می‌نماید و این زمانی رخ می‌دهد که ما می‌بینیم می‌خواهد یک اتفاق دراماتیک بیفتد.

به عنوان مثال از زمانی‌که هملت خود را به دیوانگی می‌زند وقتی ما هملت را می‌بینیم، یک ماسک شبیه اسکلت به چهره زده است و برانا می‌خواهد هملت را از دید مخاطب فردی مرده جلوه دهد که این از تفکر هملت و یا بهتر است بگویم دوراندیشی کارگردان اثر می‌باشد. هملت می‌داند اگر رودررو با آنان مبارزه کند باخته است بنابراین با تفکر در جامعه قدم می‌گذارد و می‌خواهد چهره خود را با ماسک عوض کند و یا در جای دیگر کنت برانا نشان می‌دهد که عموی هملت به صورت هملت سیلی می‌زند ولی هملت آن را با یک بوسه به صورت عمویش پاسخ می‌دهد که این نکته‌سنجی در فیلم برانا قابل تقدیر است. هملت بر سر عمویش فریاد نمی‌زند که چرا پدر مرا کشتی ؟ بلکه با تفکر پیش می‌رود و از طریق برپایی نمایش تله‌موش، تله‌ای بزرگ برای عمویش راه می‌اندازد. در نمایی از فیلم دوست هملت را می‌بینیم که توسط دوربینی می‌خواهد عکس‌العمل عمو را ببیند و به هملت گزارش کند. خود دوربین و تاکیدگذاری از این ابزار و بزرگ کردن جنایت که از چشمان حدقه‌درآمده عمو را نمی‌توان پنهان کرد، چرا که کارگردان با بزرگتر کردن این جنایت، چیز نامبهمی را در میان نمی‌گذارد چون معتقد است در جامعه هر اتفاقی که می‌افتد آن اتفاق بازتاب بیرونی خواهد داشت و دوربین همه چیز روزگار را ثبت و ضبط خواهد کرد و روزی برای همگان آشکار خواهد شد.

در سکانسی از فیلم نشان داده می‌شود که عموی هملت در حال دعا می‌باشد و هملت می‌خواهد او را بکشد، خنجر را جلو می‌برد و به گلوی عمویش می‌زند و مخاطب متوجه می‌شود که این ذهنیت هملت می‌باشد و او عمویش را در هنگام دعا نمی‌کشد چون معتقد است اگر کسی هنگام دعا کشته شود به بهشت می‌رود چرا که هم شکسپیر و هم کنت برانا و دیگران معتقدند که آدم جنایتکار به بهشت نمی‌رود و به خاطر همین هملت از کشتن او در هنگام دعا صرف‌نظر می‌کند و این نگاه کنت برانا که ذهن هملت را مرور می‌کند و یک فلاش بورد به جلو می‌برد از نگاه بصری بسیار زیبا می‌باشد.

باز اگر کمی پیش برویم در سکانسی از فیلم، (اتاق مادر) هملت دو عکس را در جلوی چشمان مادر قرار می‌دهد؛ یکی عکس پدر در سمت راست مادر و دیگری عکس عمو در سمت چپ. در واقع کنت‌برانا به این اشاره دارد که در جامعه دو چیز وجود دارد، یکی خیر و دیگری شر و مدام به مادر تاکید می‌کند که تو در اشتباهی! چون راه شر را انتخاب کرده و با آن زندگی می‌کنی! و کسی که در دام گناه بیفتد چشم بصیرت و دیدن اطراف خود را نخواهد داشت.

هملت شکسپیر و هملت کنت برانا هر دو نگاه به جامعه بشری و دهکده جهانی دارند. مونولوگ معروف هملت نوشته شکسپیر یعنی "بودن یا نبودن". کارگردان این اثر برای نشان دادن این مونولوگ معروف خیلی خوب و زیبا طراحی کرده است به‌طوری‌ که در ابتدا ما هملت را در یک نمای کلوزآپ می‌بینیم که با صدای آرام شروع به گفتن "بودن یا نبودن" می‌کند و این ادامه دارد و نمای دوربین کم‌کم باز می‌شود تا جایی که به نمای لانگ شات می‌رسد و ما هملت را در طبیعت و جامعه می‌بینیم و از طرف دیگر رفته‌رفته با باز شدن دریچه دوربین، صدا نیز بلندتر می‌شود.

این فریاد در دل طبیعت و جامعه بشری نوعی اعتراض به جامعه و زمانه خود است که هملت در این جامعه به یک بینایی و بصیرت کامل رسیده است و با فریاد خود می‌خواهد به تمامی جهان این جنایت را بگوید، که در واقع به یک خودشناسی دست یافته است. این سکانس از فیلم کنت برانا یک تفاوت با فیلم هملت ساخته کوزینتسف کارگردان دیگر فیلم هملت دارد. مونولوگ معروف "بودن یا نبودن" در فیلم کوزینتسف به این صورت است که هملت در لب دریا این مونولوگ را می‌گوید و مدام موج دریا را می‌بینیم که به صخره‌ها برخورد می‌کند که نشانگر این است که درون هملت طغیان است. ولی در فیلم کنت برانا طبیعت را نشان می‌دهد، هرچند هر دو بخشی از طبیعت هستند ولی این نوع ابزار در دو فیلمساز متفاوت و هر دو بسیار زیبا و بصری می‌باشند و جالبتر از همه اینکه طبیعی نشان داده می‌شود که ابتدا و انتها ندارد یعنی جامعه‌ای که هیچ نقطه شروع و پایانی از دید مخاطب ندارد و این ما هستیم که پایان می‌پذیریم.



● نشانه‌ها در فیلم هملت اثر کنت‌برانا:

نشانه‌ها به سه دسته: شمایلی- نمایه‌ای و قراردادی تقسیم‌بندی می‌شوند:

۱) شمایلی: رابطه شباهت مثل عکس- نقاشی ناتورالیستی

۲) نمایه‌ای: رابطه علت و معلولی مثل دود و آتش

قراردادی: که خود به سه دسته تقسیم می‌شود:

الف) ساده مثل چراغ قرمز

ب) تمثیلی مثل فرشته عدالت یا حکایت کلیله و دمنه

ج) نمادین مثل رمزهای شعر عرفانی

برای ارتباط به این نشانه‌ها از طریق دیداری و شنیداری می‌توان ارتباط برقرار نمود.

▪ نشانه‌ها: در فیلم هملت در یک پلان، تاج سلطنت نشان داده می‌شود که نشانه قدرت و حاکمیت است و اینکه از طریق تصویر با بیننده ارتباط برقرار می‌کند و این ارتباط خیلی سریع توسط یک نشانه یا یک کد منتقل می‌شود بدون اینکه کارگردان به بیراهه برود. در جایی دیگر از صحنه کف قصر را می‌بینیم که به صورت مربع‌هایی شبیه به صفحه شطرنج می‌باشد یا لباس فرم عمومی هملت کاملا قرمز است که شخصیت پلید (خونخواهی) وی و درونی خودش می‌باشد. لباس هملت کاملا سیاه به نشانه سوگواری و غم از دست دادن پدر می‌باشد. در صحنه عروسی مادر هملت با عمویش یک پلان را می‌بینیم که دوربین پشت به هملت قرار گرفته و برف شادی برای حضار از سقف قصر به نشانه مراسم شادی ریخته می‌شود و این پوزیسیون هملت که پشت به دوربین قرار دارد، مشخص می‌شود که هملت کاملا مخالف عروسی مادر و عمویش می‌باشد. کنت برانا ضمن اینکه خیلی خوب از طریق دکوپاژ و بهره‌گیری از این ابزار و حرکات برای نشانه‌گذاری استفاده نموده است، حتی در استفاده از لوکیشن‌ها بسیار حساسیت نشان داده است.
به عنوان مثال زمانی‌که هملت می‌خواهد روح پدر را ببیند دوربین وارد جنگی می‌شود که یک دود وهم‌آلود، مخاطب را برای رسیدن به روح آماده می‌کند و وقتی هملت روح پدر را می‌بیند روح شروع به تعریف کردن و کشته‌شدنش توسط زهر می‌کند و هنگامی‌که زهر درون گوش ریخته می‌شود این پلان دو بار تکرار می‌شود و این تکرار تعمدی کارگران کاملا نکته‌سنجی و کلید معمای شک هملت را پاسخگو می‌باشد. در این سکانس در چند پلان از لب‌های پدر هملت (روح) که صحبت می‌کند، نمای اینسرت گرفته شده است و در پایان همین سکانس نیز وقتی روح می‌خواهد برود، هملت دستش را به طرف روح دراز می‌کند که این عدم رسیدن، باز نشانه‌ای از یک اتفاق بعدی خواهد بود و بعد هملت پس از قسم خوردن با خود از دوستان خود نیز قول می‌گیرد که این راز همچنان بین خودشان محفوظ باشد و دوستان وی نیز به شمشیری که شبیه صلیب است سوگند می‌خورند چرا که صلیب برای آنان نشانه تقدس است.
باز در سکانسی از فیلم، دست بر قضا هملت به جای کشتن عمومی خود، پدر افلیا را در اتاق مادر پشت پرده می‌کشد و زمانی‌که افلیا متوجه کشته شدن پدرش می‌شود فریاد می‌زندکه این فریاد در پلان بعدی دیزالو شده و همچنان این جیغ ادامه دارد. که این نشانه این است که درد افلیا همچنان ادامه دارد. به‌طوری‌ که در پایان این فیلم به کشته شدن این دختر (افلیا) ختم می‌شود. یا در صحنه‌ای می‌بینیم که هملت و افلیا در کنار آینه ایستاده و مشغول صحبت می‌باشند. آینه خود نشانه پاکی و شفافیت است.

منظور کارگردان اشاره به پاکی افلیا و ذات هملت است که از نشانه‌های دیگر فیلم می‌باشد. در برپایی نمایش تله‌موش توسط هملت که خود نشانه‌ای از اعتراض هملت به عمویش می‌باشد، در هنگام اجرای نمایش تله‌موش یک دستگاه دوربین همراه دوست هملت می‌باشد که عموی او را زیر نظر بگیرد، استفاده از دوربین باز، یک نشانه دیگر از بزرگ‌نمایی این اتفاق بزرگ می‌باشد. در جایی دیگر عمو شروع به دعا می‌کند که این دعا نیز یکی از نشانه‌های ارتباط با خالق هستی و همچنین دوری از عذاب وجدان است.کنت برانا در این فیلم، با ابزار خیلی ساده اشاره به نشانه‌های کلیدی کار می‌کند.
در سکانسی دیگر، دو عکس پدر و عمو در دیدگاه چشمان مادر، نشان از انتخاب خیروشر بودن مسیر دارد که به مادر گوشزد می‌کند. ولی مادر کاملا درخواب غفلت به‌سر می‌برد چرا که در همان مکان، هملت روح پدر را می‌بیند که با او صحبت می‌ کند در صورتی‌که مادر اصلا روح را نمی‌بیند چرا که نمی‌تواند حقایق را درک کند و متعجب می‌شود که بر سر هملت چه آمده و با چه کسی صحبت می‌کند. در جایی از فیلم عمو به صورت هملت سیلی می‌زند که نشانه خشونت است ولی هملت به صورت او بوسه می‌زند که این خود نشانه روشن‌بینی هملت می‌باشد. در فیلم کنت برانا مونولوگ معروف شکسپیر که از زبان هملت بیرون می‌آید؛ (بودن یا نبودن)، هملت را در طبیعتی بی‌انتها می‌بینیم که این طبیعت نشان از هستی و وجود کائنات می‌باشد و هملت در این هستی بی‌انتها خلوتی با وجود خود دارد که چه باید بکند و جالب‌تر اینکه در تکنیک فیلمبرداری بعضی از نشانه‌ها را می‌توان دید که بر روی آن مانور داده می‌شود مثلا حرکت دوربین، خود نشانه‌ای برای وهم و خیال مخاطب است و کنت برانا، از این تکنیک برای نشانه‌ها استفاده نموده است.
بنابراین آنچه مسلم است خیلی از حرف‌ها و پیام‌ها را از طریق نشانه می‌توان عنوان کرد که هم برای سهولت پیام و هم برای ایجاد ارتباط بصری با مخاطب استفاده شده است که از این نشانه‌ها هم شکسپیر نمایشنامه‌نویس جهانی و هم کنت برانا فیلمساز انگلیسی، استفاده بهینه برده‌اند.