تاریخ را فاتحان هالیوود می نویسند

۱۳۹۵/۱۰/۲۲   |   سینا همای   |   آنونس

(یادداشتی دربارۀ فیلم « سی دقیقه پیش از نیمه شب» (Zero Dark Thirty) اثر کاترین بیگلو (2012).

بسیاری علاقمندند بگویند ژانری به عنوان «ژانر فیلم سیاسی» در جهان سینما وجود دارد. واقعیت این است که این ژانر، تنها یک دسته بندی ژورنالیستی و ذوق پسندانه است و ژانر سیاسی مفهومی علمی ندارد. هرچند این گفتمان وقتی رو در رو برخی از فیلم های «ژان لوک گدار» یا «کنستانتین کوستا گاوراس» قرار می گیرد، کمی احساس سوءظن به مخاطب دست می دهد.
با این حال، چنین بحثی را نمی شود راجع به سینمای «کاترین بیگلو» کرد. یا لااقل راجع به فیلم «سی دقیقه پیش از نیمه شب» (2012).
«سی دقیقه پیش از نیمه شب» فیلمی هالیوودی است که به وقایع پس از حادثۀ 11 سپتامبر 2001 می¬ پردازد. گروهی مجرب از افراد سازمان سی. آی. ای در تجسس و تحقیق در مورد «اسامه بن لادن» تروریست مشهور قرن بیست و یکم و رهبر سازمان القاعده هستند. فیلم با صداهایی ضبط شده آغاز می شود. صدای افرادی که در از حملات 11 سپتامبر دچار آسیب شده اند و کمک می خواهند. در ادامه کم کم با شخصیت های فیلم آشنا می شویم و روایت فیلم به «مایا» (با بازی جسیکا چِیستین) می افتد. در این بین او با افرادی مانند «دن» (جیسون کلارک)، «جاستین» (کریس پرات) و «جوزف برادلی» (کای چندلر) همراه است. روند تحقیقات «مایا» ده سال به درازا می کشد. در این مدت با انواع و اقسام روش ها، سعی می کند به فردی ناشناس با نام «ابو احمد کویتی» نزدیک شود، که رابطۀ نزدیکی با «بن لادن» دارد. نزدیک شدن به او کاری بسیار دشوار و پیچیده است، اما چه کسی می داند که سازمان سی. آی. ای از چه امکانات و تکنولوژی مافوق تصوری بهره مند است.
نکتۀ اصلی فیلم که آن را از جدی بودن می اندازد، آسمان و ریسمانی است که مولف در نشان دادن تشکیلات و روشهای عملکرد سازمان سی. آی. ای ارائه می دهد. فیلم به ظاهر فیلمی سیاسی است. در حالی که می تواند مربوط به زندگی شغلی یک تاجر یا محقق باشد. شخصیت ها در واقع سیاستمدارند. در حالی که آنها بیشتر شبیه به افرادی هستند که در یک شرکت تبلیغاتی در پی جذب مشتری و کسب سود هستند (راستی شاید هم واقعاً سازمان سی. آی. ای. همین باشد!)
ساختار فیلم، از تعلیق بزرگی تشکیل شده است که ما در آن (بیش از دو ساعت) منتظر می مانیم که ببینیم که سماجتها و کوشش های یک کارمند به نتیجه خواهد رسید یا خیر (کدام فیلم هالیوودی¬ای به قهرمانهایش نه می گوید؟) این فیلم، با همۀ جدی بودنش، از چند نکته رنج می برد: اول این که: هیچ کس خبر ندارد در سازمان اطلاعات سی. آی. ای چه می گذرد، بنابراین باور کردن کلیت داستان (داستانی که هالیوود آن را نقل می کند!) کار چندان آسانی نیست. دوماً این که فیلم کاملاً پایدار به کلیشه ها و رفتارهای هالیوود است. پایان خوش، شخصیت قهرمانی که جلوی چشم مخاطب در عرض دو ساعت ده سال پیرتر و پخته تر شده و آنتاگونیستی که مغلوب شده است.
واقعیت این است که «سی دقیقه پیش از نیمه شب» فیلمی اکشن است با اکشنی کم! تمام طول فیلم، مخاطب در انتظار سکانس عملیات پایانی فیلم می نشیند. آن عملیات، تمام زینت هالیوودی این فیلم است و بدون آن شاید این فیلم هیچ مخاطب عامی علاقه مند (و البته مخاطب خاص احمقی) نمی داشت. بنابراین مشخص نیست که نویسنده و کارگردان از ساختنِ آن دو ساعت ابتدایی فیلم که مانند یک تئاتر رادیویی پر از محتوای غیرضروری است چه منظوری داشته است. شاید قصد داشته که با طولانی کردنِ فیلم و منتظر گذاشتن مخاطب، انتظار و تلاش بی وقفۀ «مایا» را بیشتر جلوه دهد که البته ترفندی عجیب به نظر می رسد.
در نهایت یکی از نکات عجیب و البته قابل ستایش فیلم، برخورد آن با شخصیت و جسم «اسامه بن لادن» است. کارگردان با هوشمندی اش در این قسمت، ابهامی ناخودآگاه را برای مخاطب ایجاد می کند: «چهرۀ بن لادن به صورت واضح نشان داده نمی شود». این مساله می تواند از مخاطب شرقی و غربی هر کدام یک نتیجه را در پی داشته باشد. در ذهن مخاطب غربی، به نوعی این ابهام به وجود می آید که ممکن است فرد مقتول «اسامه بن لادن» نبوده باشد یا فقط بدل او بوده باشد. مخاطب شرقی از این پرهیز تصویری دچار نوعی حس احترام می شود! چه چیزی جز احترام باعث می شد که کارگردان فیلم، نخواهد که چهرۀ بزرگترین دشمن امریکا را نشان ندهد؟!