دیالوگ شهرزاد

سریال شهرزاد اولین مجموعه سریالی بود که عرضه شد و ترانه علیدوستی نقشی در آن داشت. سریال شهرزاد مورد استقبال مخاطبان و برخی منتقدان نیز قرار گرفت داستان عاشقانه سریال با دیالوگ‌نویسی‌های نغمه ثمینی و حسن فتحی در خاطر بسیاری از مخاطبان ماند.

۱

شهرزاد : فراموشی زمان می‌بره، فکر می‌کنم اگر من به هر دری زدم و اونی نشد که می‌خواستم بشه، لابد قسمت خرافه نیست هست واقعا

۲

شهرزاد : اگه دوسش دارین حفظش کنین با چنگ و دندون. چون زمان که می گذره هیچ چیز سخت از ، از دست دادن کسی نیست که برای از دست ندادنش باید با جون و دل می جنگیدین ...

۳

شهرزاد: گاهی آدم تو جنگ با خودش، باید اونقد پیش بره که یه ویرونه بسازه از وجودش!!
اون وقت ... از دل اون ویرونه یه نوری ، یه امیدی، یه جراتی، جرقه می زنه ...!

۴

شهرزاد : " بیا این لحظه را وصل کنیم به همزادش تو گذشته دور!! انگار هیچ کابوسی این وسط نبوده! بیا برگردیم به نقطه صفر!! "

۵

قباد : شهرازد من هنوز دوست دارم عاشقتم.
شهرزاد : خواهش می‌کنم انقدر تجاوز نکن به حریم این کلمه مظلوم بی پناه

۶

فرهاد:من همه چیمو باختم شهرزاد !نمی تونم تورم ببازم
شهرزاد:همیشه اون طوری نمیشه که ما فکرشو می کنیم

۷

شهرزاد: سیمین ...گوش کن به من... هیچ وقت...هیچ وقت به هیچ چیز و هیچ کس تو زندگیت تکیه نکن جز خودت...خب؟منتظر نباش هیچ کس کنارت وایسه دستتو بگیره...میفهمی؟هیچ وقت

۸

شهرزاد : منو تو تلاش کردیم دنیامونو عوض کنیم... ولی این دنیاس که داره ما رو عوض میکنه...!