اسرافیل ندمید

پیش از هر بحثی این را باید بپذیریم که کارگردانان زن در ایران اغلب به دنبال احیای حق زنان هستند این را از چند فیلم آخر درخشنده و میلانی می‌توان دریافت.

۱

پیش از هر بحثی این را باید بپذیریم که کارگردانان زن در ایران اغلب به دنبال احیای حق زنان هستند این را از چند فیلم آخر درخشنده و میلانی می‌توان دریافت. البته رخشان بنی اعتماد استثنایی در این میان است، آیدا پناهنده را با ناهید شناختم و برای فیلم اولش احترام ویژه‌ای قائلم، هرچند بابت همین احترام بارها از سوی همکاران سرزنش شده‌ام.

۲

اما معتقدم پناهنده یک جسارت خاصی در تصویر کردن احوال زنانه دارد. این احوال زنانه در فیلم « اسرافیل» نیز وجود دارد، پناهنده دنبال احیا حق نیست او فقط به مانند یک ناظر تنها این دنیای زنانه را به مخاطب معرفی می‌کند.

۳

پناهنده در اسرافیل احوال خوبی از میانسالی یک زن را تصویر می‌کند از یاد عشق سال‌های جوانی، از غم‌باد درد از دست دادن فرزند و از بار روانی یائسگی اما تمام این‌ها فقط یک احوال ساده است و گویی پناهنده تنها خاسته این احوال را تصویر کند و بار دراماتیک خاصی برای آن تدارک ندیده.

۴

به همین علت است که یکباره در میانه داستان یک روایت دیگر را شروع می‌کند، روایتی که به مراتب دراماتیزه شده‌تر و جذاب‌تر از روایت اول است، شاید حال و احوال بدیع اولی را ندارد اما پر کشش‌تر است، کشمکش خوبی دارد، و به بیان ساده‌تر خودش یک فیلم جدا و خوب است.

۵

ای کاش که پناهنده به جای این دوپاره کردن داستان احوالات روایت اول را در بین همین روایت دوم می‌گذراند تا فیلمی حداقل متوسط را شاهد بودیم. جدا از داستان دوپاره و تغییر روایتی اشتباه فیلم‌نامه از نظر کارگردانی نیز پناهنده خود را اسیر چشم‌انداز سوادکوه کرده بود و تنها تصاویر زیبا بصری را کنار هم چیده بود که آنچنان با روایت داستان مرتبط نبودند.

۶

پناهده در اسرافیل به وضوح با «ناهید» تفاوت داشت، کارگردانی که ضربه‌های به موقعی به مخاطب می‌زد در اسرافیل تنها فقط یکبار توانست چنین ضربه‌ای را وارد کند هرچند غیر مفید اما حداقل این بود که ضربه را وارد کرد.