بدون تاریخ، بدون امضا، اما با وجدان

فیلم شعاری هم اگر بوده حداقل گفتمان خودش را نقض نکرده و از ابتدا مشخص بوده که فیلم مانند آقا معلمی قرار است یک امر والا را گوشزد کند

۱

بدون تاریخ، بدون امضا، فیلم دوم وحید جلیلوند وام‌دار فیلم اول او « چهارشنبه 19 اردیبهشت» است، فیلم دوباره فضایی دارک و تلخ را تجربه می‌کند که این امر ظاهرا بدل به نوع فیلم‌سازی جلیلوند شده است

۲

اما نکته‌ای که در این بین وجود دارد این است که جلیلوند هرچند آشنایی با این نوع فضا و اتمسفر ندارد که این امر از نوع و جنس دیالوگ‌ها مشخص است، اما در یک امر متخصص است، او می‌داند باید چه نقطه‌ای را هدف بگیرد تا مخاطب را به صندلی دوخت کند.

۳

جلیلوند مسائل انسانی را در پایین شهر مطرح می‌کند و نوع زندگی این طبقه را با چاشنی مشکلات مالی می‌آمیزد و یک موقعیت جذاب را می‌آفریند که مخاطب درگیر داستان شود. اما در داستان نیز هرچند در فیلم اول خام دستانه روایتش را اپیزودیک کرده بود این بار یک روایت کلی و سر راست را بیان می‌کند که گره‌افکنی خوبی است دارد، گره‌افکنی که قدرت خوبی دارد که تا انتها روایت دوام بیاورد و به حاشیه نرود.

۴

جلیلوند نیز به حاشیه نمی‌رود و تا میانه ماجرا داستان را خوب روایت می‌کند، اما پاشنه آشیل فیلم اول در این فیلم نیز تکرار می‌شود، فیلم اول هرچه با برچسب شعاری و سطحی توسط مخاطبان زینت شد این‌بار از بار سطحی ماجرا کاسته شده بود اما شعاری بودن آن بیش از حد معمول در چشم بود.

۵

هرچند اگر بخواهیم از فیلم حمایت کنیم می‌توان چندین توجیح ساختاری برای کنش‌های شخصیت اصلی آورد که فیلم شعاری هم اگر بوده حداقل گفتمان خودش را نقض نکرده و از ابتدا مشخص بوده که فیلم مانند آقا معلمی قرار است یک امر والا را گوشزد کند،

۶

اما اگر بخواهیم در مقام بی طرفی تنها به تحلیل بسنده کنیم، هرچند شخصیت پردازی خوبی را شاهد بودیم و شخصیت اضافی در ماجرا نداشتیم و روابط بین کاراکترها متناسب بود اما گره گشایی ماجرا با کنش شخصیت اصلی کاملا غیر دراماتیک و کاملا احساسی بود تا مخاطب را تحت تاثیر قراردهد و قابل پیش بینی بود که در انتها چه اتفاقی می‌افتد.