ماجرای نیمروز، شخصیت‌های دوست داشتنی

ماجرای نیمروز به واقعه استخوان‌دارترین فیلم جشنواره است، فیلمی که کارگردانی، فیلم‌نامه و طراحی صحنه در یک راستا با هم حرکت می‌کنند و آنقدر باهم خوب در ارتباط هستند که مخاطب را غرق لذت می‌کنند.

۱

ماجرای نیمروز به واقعه استخوان‌دارترین فیلم جشنواره است، فیلمی که کارگردانی، فیلم‌نامه و طراحی صحنه در یک راستا با هم حرکت می‌کنند و آنقدر باهم خوب در ارتباط هستند که مخاطب را غرق لذت می‌کنند، روایت تاریخ برای مهدویان حق امضا شده است، روایتی که با یک دوربین 16 میلیمتری که برای مخاطب تاریخ را به واقع ساده روایت کند.

۲

ماجرای نیمروز کلاس درس فیلم‌نامه نویسی برای دیگر فیلم‌های جشنواره است، پیش داستان محکم و استوار، گره افکنی قدرتمند، نقطه عطف‌های صحیح و به‌جا، درگیر کردن خوب مخاطب با شخصیت‌ها، شخصیت پردازی خوب و دقیق و کاشت و برداشت‌هایی که نشان از دانش نویسنده بر امر روایت دارد،

۳

ماجرای نیم‌روز میدان دادن اطلاعات و چگونه نشان دادن آن است، اینکه فیلم‌نامه چگونه اطلاعات می‌دهد و کارگردانی چه تصویری را نشان می‌دهد و چگونه نشان می‌دهد ماجرای نیمروز را به فیلمی موفق تبدیل کرده است.

۴

دوربین‌های ناظر مهدویان و مدیوم شات‌های او از پشت شیشه و پشت میله‌ها بهترین روش برای روایت تاریخ در سینما است، از سویی پرداخت شخصیت‌ها با شناسنامه‌های متفاوت و بازی خوب بازیگران فیلم را بدل به فیلمی قابل احترام کرده است.

۵

در بین تمام این ترازهای خوب بیشترین سهم برای موفقیت فیلم مهدویان بر دوش شخصیت‌هایی است که به خوبی به مخاطب معرفی می‌شوند و اطلاعات را در اختیار مخاطب می‌گذارند.

۶

این اطلاعات بدون تعجیل و با کاشت‌های صحیح منتقل می‌شوند تا کارکرد خود را بیابند، لیبرال بودن مسعود و پیدا شدن جنازه بردارش تنها یک نمونه کوچک از این کاشت و برداشت صحیح است که شاهدش هستیم. جدا از روایت اصلی مهدویان در پرداخت خرده پیرنگ نیز نشان داد که تبحر خاصی دارد و اجازه نمی‌دهد مخاطب در حال پیگیری روایت اصلی خسته شود و او را با خرده پیرنگ نگاه می‌دارد اما نکته بزرگ ماجرای نیمروز تعلیق است.

۷

تعلیقی که امسال در هیچ فیلمی شاهد نبودیم و نگرا نشخصیت‌ها نبودیم اما همذات پنداری با شخصیت های ماجرای نمیروز به دلیل ششخصیت پردازی صحیح باعث شد تعلیق خوبی در انتها داستان به وجود بیاید که تماشای فیلم را لذت بخش تر کرد.