خانه دیگری، خانه‌ای خالی از همه چیز

درباره این فیلم می‌خواهم یک گزارش اقلیت بنویسم و ممکن است این متن برخی را عصبانی کند، به هر حال یک گزارش اقلیت است دیگر.

۱

فیلم خانه دیگری نمونه بارز یک اثر تجاری در پشت صحنه است، اثر تجاری پشت صحنه اثری است که همه تنها به فکر حق الزحمه خود هستند و با اثر و کیفیت آن کاری ندارند و تنها می‌خواهند زودتر کار به سرانجام برسد.

۲

بیشتر بهره را از این آثار اشخاصی می‌برند که نامی برای خود دست و پا کرده‌اند و به عناوین مختلف در سمت‌های مختلف نامشان در تیتراژ است، این اشخاص حتی فیلم‌نامه را نمی‌خوانند در صورتی که چند کتاب فیلم‌نامه نویسی را ترجمه کرده‌اند و می‌دانند فیلم‌نامه چقدر مشکل دارد، این اشخاص حتی برگه دکوپاژ کارگردان را نمی‌بینند که متوجه شوند که کارگردان نباید خط فرضی را بشکند اما خودشان سیمرغ برای بهترین کارگردانی دارند، این اشخاص نمی‌دانند که فضا و مکان باید دارای شخصیت باشد و هر رنگی نباید در صحنه برای خودش بدود اما خود را استاد بلامنازع دانشگاه‌ها در طراحی صحنه می‌دانند.
این تنها یک معنا دارد و آن این است که یا کارهای قبلی را خدشان انجام نداده‌اند و یا در این اثر تنها به دنبال حق الزحمه خود بودند و اثر را رها کرده‌اند.

۳

اثری که به وضوح یک هیچ بزرگ است، داستانی که تا به اینجا جشنواره سست‌ترین داستان ممکن است داستانی بر پایه هیچ و شخصیت‌هایی تک بعدی که تنها نفس می‌کشند و می‌خندند.

۴

می‌توان گفت فیلم‌نامه خانه دیگری در اندازه همان صحنه‌های رقص و خواندن خنک و پوچ است. شخصیت‌ها نه کنشی دارند و نه کلا داستانی دارند و تلاش بازیگری مانند گوهر خیراندیش نیز راه به جایی نمی‌برد زیرا او تنها یک مادر است و نمی‌توان تنها با مادر بودن کاری از پیش برد. لیلا زارع تنها یک دختر است و پژمان بازغی که حضورش فقط به این دلیل است که او پزمان بازغی است و هیچ اتفاق مهمی را رقم نمی‌زند، نویسنده و کارگردان اثر بیش از اندازه فیلمسازی را به شوخی گرفته‌اند.