حقیقت ماه گرفتگی

فیلم ماه گرفتگی ابتدا باید تکلیف را مشخص کند که قرار است چه باشد. سینمای سیاسی؟ در این صورت نیست زیرا می‌خواهد با صحنه‌های تین ایجری ماجرای دوست دختر شخصیت اصلی و دوست شخصیت اصلی چه کند و رابطه‌ای که بیشتر شبیه سریال‌های ترکیه‌ای است.

۱

پیروزی اراده به نظر نگارنده یکی از موفق‌ترین فیلم های سیاسی است، فارغ از اینکه شما چه میزان از فاشیسم تنفر دارید نمی‌توانید پیروزی اراده را شاهکار نخوانید. این نمونه بیان می‌کند که سینما سیاسی جدا از ایدئولوژی و بیانیه دادن مورد توجه قرار می‌گیرد حتی برای مخالفان ایدئولوژی که از آن حمایت می‌کند.

۲

فیلم ماه گرفتگی اما ابتدا باید تکلیف را مشخص کند که قرار است چه باشد. سینمای سیاسی؟ در این صورت نیست زیرا می‌خواهد با صحنه‌های تین ایجری ماجرای دوست دختر شخصیت اصلی و دوست شخصیت اصلی چه کند و رابطه‌ای که بیشتر شبیه سریال‌های ترکیه‌ای است.

۳

داستان ماه گرفتگی آنقدر مبتذل است که فریاد برمی‌آورد که در منزل بنشینید و فیلم نسازید. داستان در بیان مسئله خود کاملا ناتوان و عقیم است زیرا در کل هدفی ندارد، اما در مسیر قصه گویی آنقدر کم می‌آورد که تمام اصول‌ها را به هم می‌ریزد.

۴

مامور امنیتی را با یک انسان ساده و بدون تفکر یکی می‌کند، عده‌ای را بازیچه دست رسانه‌های غربی می‌کند آن هم به ابتدایی‌ترین شکل ممکن که در واقعیت محال است یک کودک را بتوان اینگونه در دام انداخت.

۵

در امر خرده پیرنگ که شاهکار می‌کند و برای اینکه یک خرده پیرنگ را به سرانجام برساند و شخصیت اصلی را تبرئه کند در صحنه‌ای که به واقع کمدی‌ترین صحنه چند سال اخیر سینما کشور بود پدری سن و سال دار را با شاخه گلی در مقابل منزل روی پله می‌نشاند تا دخترش را ببینید و بعد به خانه رود.

۶

ماه گرفتگی آنقدر مبتذل است که نمی‌داند خط فکری خود را چگونه مشخص کند، ماه گرفتگی یک فریب بزرگ است که می‌خواهد میانه داری کند، او رئیس جمهور سابق را نقد می‌کند که دلبری اصلاح‌طلبان را کند و نامزد ریاست جمهوری قبل را شماتت می‌کند که صبر ندارد تا اصولگرایان را راضی کند.

۷

اما در انتها و پایان بندی عجیب‌ترین اشتباه را مرتکب می‌شود و تمام سازمان‌دهی امنیتی کشور را به سخره می‌گیرد، ماموری که به راحتی اطلاعات می‌دهد و از کسی که بر علیه کشور با بیگانگان مصاحبه کرده حمایت می‌کند و پزشک قانونی که یک جنازه سیاسی را بدون گشت در لباس‌هایش تحویل می‌دهد تا مادر عکسی از جیب او بیاید.