این شَنِل تقلبی

فیلم‌نامه شنل نمونه بارز برای یک فیلم‌نامه شلوغ و سردرگم و گیج کننده است،

۱

عبارت معروف فیلم بد می‌تواند بیشتر به مخاطب یاد دهد در نوع خود جالب است و اگر بخواهیم بر اساس این عبارت با فیلم « شنل » برخورد کنیم باید فیلم‌نامه شنل را برای تدریس به کلاس برد و بیان کرد که چگونه یک فیلم‌نامه می‌تواند تمام ایده اولیه را نابود کند

۲

به طریقی که انتهای فیلم یک فضای دیگر شکل بگیرد که ارتباطی به فضا اولیه ندارد. فیلم‌نامه شنل نمونه بارز برای یک فیلم‌نامه شلوغ و سردرگم و گیج کننده است، آنقدر خرده پیرنگ‌های بی دلیل در آن وجود دارد که مشخص نیست پیرنگ اصلی چه روزگاری دارد.

۳

داستانک‌هایی که بدون هیچ رابطه علی و معلولی قابل درکی تنها وجود دارند و این بزرگ ترین ضربه به شخصیت‌ها می‌زند شخصیت‌هایی که سیل تصادفات بر سر آن ها می‌ریزد و بدون کنش وبا این سیل پیش می‌روند و هیچ کنشی انجام نمی‌دهند.

۴

اما نکته مهم دیگر درسی برای فیلم‌نامه نویسی که می‌توان از شنل استخراج کرد این است چگونه می‌توان داستان‌ها را فقط ارائه داد و در انتها نیمه کاره رها کرد. اتفاقی که آزاد، به قید شرط نیز از همین موضع ضربه خورد.

۵

معضل پایان بندی برای فیلم شنل آنقدر اساسی تر می‌شود که حتی شخصیت اصلی تکلیفش مشخص نمی‌شود و پایان عجیبی که به ناگاه مخاطب را گیج می‌کند دیگر اشتباه فیلم‌نامه است.

۶

هر چند بازی رضا بهبودی بسیار در تلاش است که نجات بخش باشد اما بازی او نیز قربانی نویسنده می‌شود. در کنار اینان کارگردانی که با توجه به دیالوگ‌ها و فضا یک معنا دیگر می‌دهد خبر از نگاه جدید نمی‌دهد بلکه نشان می‌دهد که فیلم‌نامه که مهم ترین عنصر فیلم است

۷

برای عوامل فیلم در درجه آخر اهمیت بوده است و کار اینچنین بلاهت بار است که تنها یک ایده خوب داشته که با پرداخت اشتباه در اشتباه تمامیت خود را از دست داده و بدل به اثری سطحی و فوق ضعیف شده است.