ایتالیا ایتالیا : بیا رفیق، بیا حال کن !

ایتالیا ایتالیا به زبان ساده خودش می‌گوید « بیا رفیق، بیا راحت باش، بیا حال کن » و مخاطب می‌رود که خودش را رها کند و لذت ببرد

۱

اینکه فیلمی پیدا شود که از آپارتمان‌های تهران برای بیان روایت تکراری خود استفاده نکند و داستان جدیدی روایت کند و یک آشنایی زدایی برایمان رقم بزند باید برایش شانسی قائل باشیم زیرا قرار است که یک سینما واقعی شاهد باشیم،

۲

ایتالیا ایتالیا همین فیلم است از همان دقایق اولیه نوید یک فیلم راحت و ساده را می‌دهد، ایتالیا ایتالیا به زبان ساده خودش می‌گوید « بیا رفیق، بیا راحت باش، بیا حال کن » و مخاطب می‌رود که خودش را رها کند و لذت ببرد،

۳

لذتی به بی پایانی تخیل، به مانند سفری عمیق سفری که از سالن تاریک سینما آغاز می‌شود و غرق لذت و راحتی به جهان ذهن خود مخاطب فرو می‌رود، اما این سفر و راحتی در نیمه راه به یکباره دگرگون می‌شود و تمام این راحتی آوار می‌شود به سر مخاطب رها شده و غرق لذت، به همین دلیل است که در نیمه راه مخاطب آهسته آهسته اطراف را نگاه می‌کند و خود را جمع می‌کند.

۴

ایتالیا ایتالیا به ناگاه و بدجور افت می‌کند، افتی که انگار دیگر آن فیلم قبلی نیست. و در این میانه راه به بعد به یکباره تغییر چهره می‌دهد و می‌شود مانند همه فیلم‌های اذیت کننده و سردرگم، اما نکته ای که برای این اثر وجود دارد این است که به دلیل حال و هوای اولیه‌اش این بیشتر به چشم می‌آید.

۵

بازی خوب سارا بهرامی که واقعا خوب بود هم نمی‌تواند اثر را نجات دهد، تدوین دوست داشتنی و شوخ آن نیز کاری از دستش برنمی‌آید گویی که فیلم‌نامه به نفس زدن افتاده و دیگر اجزا توان یاری رساندن به بدنه این اثر را ندارند،

۶

آنجا است که پایان بندی به شدت سست و عجیب می‌شود و گفتمان ابتدایی را نقض می‌کند، ایتالیا ایتالیا یک محیط برای تنفس در این جشنواره است که میزبان همه است و مهمان نواز نیز است اما تنها در نیمه ابتدایی و ای کاش که این سرخوشی را در نیمه دوم خود از مخاطب دریغ نمی‌کرد.