دعوت‌نامه به نساختن فیلم !!

دعوتنامه آنقدر در فیلم‌نامه و داستان سست است که کارش به دقیقه 10 هم نمی‌کشد و مخاطب تا انتها ماجرا دست نویسنده را می‌خواند.

۱

فیلم دعوت‌نامه فیلمی است که با نامش به شدت در یک راستا قرار دارد. دعوتنامه دعوتی است از مخاطب که بیاید سینما تا راحت بتواند یک سریال تک قسمتی ببیند، از جنس همان سریال‌هایی که از شدت درس اخلاقی دادن حال مخاطب را بد می‌کنند

۲

از همان سریال‌هایی که فکر می‌کنند باید مدینه فاضله ساخت، اینگونه آثار حتی روح کانت را هم آزار می‌دهند که چرا نظریه اخلاق گرایی را مطرح کرد.

۳

دعوتنامه آنقدر در فیلم‌نامه و داستان سست است که کارش به دقیقه 10 هم نمی‌کشد و مخاطب تا انتها ماجرا دست نویسنده را می‌خواند. آنقدر شخصیت‌هایش پوشالی هستند که با کوچکترین جا به جایی آن سویشان مشخص می‌شود.

۴

فیلم نامه دعوت نمونه بارز سیلی از اتفاقات است که نویسنده برای اینکه پایان را ببیند بر سر اثر خالی کرده و مخاطب اصلا متوجه نمی‌شود که در آن چه می‌گذرد فقط تا چشم به روی چشم می‌گذارد شقایق فراهانی را می‌بیند و دیگر فراهانی برایش نشانه از کم آوردن نویسنده می‌شود، همین است که سالن سینما را به خنده می‌کشاند!!!

۵

دعوتنامه می‌خواهد بگوید مردم خوب باشید، اما اگر خود مهرداد فرید 90 دقیقه جلوی دوربین همین جمله را تکرار می‌کرد بسیار جذاب تر از تکرار اتفاقات کاهلانه فیلم بود

۶

. بهتر از این بود که تا دو صحنه بگذرد، مونولوگ هایی که از شدت کلیشه شدن رنگ و رویشان هم رفته است را به صورت مخاطب بکوبد. فیلم دعوت نامه آنقدر شعار می‌دهد که شعار دادن را هم به ابتذال می‌کشاند، و آن پایان بندی که مرزهای سینما را مایل‌ها گسترش داد!!

۷

دعوتنامه حاصل کار یک انشا مدرسه‌ای است که فقط برایش دیالوگ نوشته شده است، آن هم دیالوگ‌هایی که از شدت شعارزدگی رنگ و روی اثر را هم تحت تاثیر خود قرار داده‌اند. اینکه مدیوم سینما و تلویزیون با یکدیگر اشتباه گرفته شود شاهکار کارگردان و هیئت انتخاب است، باید نگران بود برای این هیئت انتخاب که چقدر فیلم بد دیده‌اند!!!! که اینان را قبول کرده‌اند، البته که به مراتب فیلم کیانوش عیاری فیلم ضعیف تری نسبت به امثال دعوت نامه است.