انزوا در انزوا

فیلم انزوا نماد بارز یک داستان و اثر شکست خورده از ابتدا است.

۱

انزوا، داستانی به غایت تار و پود نما که از همان اولین دقایق می‌شود انتهای داستان را دانست و دیگر اثر را دنبال نکرد. داستانی که از شدت تارو پود نما بودن در دوران پیش از انقلاب به راحتی زیر اصطلاح فیلم فارسی قرار می‌گیرد.

۲

در چنین داستانی قهرمان از پیش باخته است او فقط می‌تواند در انتها داستان دست به کنش بزند که در این اثر آن کنش را هم انجام نمی‌دهد و تنها این قهرمان وجود دارد. قهرمان این فیلم از آن دسته قهرمانان کشف و شهودی است که تنها به دنبال یک حقیقت است و یک معضل هم دارد که در حادثه محرک اتفاق افتاده است.

۳

هرچند که حادثه محرک فیلم در همان ابتد ماجرا قرار دارد و این خود نوید خوبی بود اما به یکباره همه چیز رنگ باخت.

۴

جدا از این داستان خنک و پوچ که تنها یک درس اخلاقی دارد که زود قضاوت نکنیم در فرم نیز اثر به غایت ضعیف بود. تدوین فیلم به غایت اذیت کننده بود به طریقی که تدوین و فرم جدید آن می‌تواند مرزهای تدوینی در سینما جهان را تغییر دهد.

۵

قاب بندی های کارگردان نیز که خالی از هرگونه بار زیبایی شناسانه بود و هیچ چشم نوازی که نداشت به کنار بلکه بسیار آزار دهنده و خارج از سیستم های معمول بود.این فرم عجیب در کنار آن داستان تکراری به طور مشخص فرم و محتوا را نیز از یکدیگر جدا کرده بود.

۶

دیگر مشکل بزرگ دیالوگ ها بودند که برای این شخصیت‌ها نبودند و بسیار تحلیل و فلسفی بودند که به طور مشخص آن افراد نمی‌توانستند اینگونه صحبت کنند.

۷

تنها حسن این اثر حضور کوتاه سیامک صفری بود که در میانه داستان کمی اثر را تکان داد و باعث شد مخاطب کمی از خستگی فرار کند.