فِراری دلنشین

علیرضا داودنژاد در سینما ایران یک مسیر جداگانه برای خود ساخته و در آن پیش می‌رود.کلاس هنرپیشگی و روغن مار نشان دهنده این مسیر خاص در سینما است.

۱

علیرضا داودنژاد در سینما ایران یک مسیر جداگانه برای خود ساخته و در آن پیش می‌رود. کلاس هنرپیشگی و روغن مار نشان دهنده این مسیر خاص در سینما است. مسیری که قاب‌ها با تفاوت در کنار هم تشکیل یک زیبایی‌شناسی خاصی را می‌دهد.

۲

تفاوت نماها از دوربین‌های متفاوت یک بیان و فضا تازه را در سینما به وجود آورده است. فراری نیز پیرو همین فضای جدید است. فراری در فیلم‌نامه یک اثر راحت و روان است که مخاطب را خسته نمی‌کند.

۳

بلکه حالت انتظار را در آن زنده می‌کند. فیلم‌نامه فراری هرچند در ابتدا سست است و علیت در آن آنچنان منطقی نیست اما پس از 20 دقیقه به یکی از مستحکم‌ترین و دقیق‌ترین فیلم‌نامه های جشنواره تبدیل می‌شود.

۴

فراری یک داستان سرراست خطی دارد که دااری نقطه میانی مشخص و خوب است. هرچند شخصیت پردازی محسن تنابنده اندکی کمیتش لنگ است اما قصه را پیش می‌برد.

۵

فراری یک شخصیت کنشگر دارد که معضل تمام فیلم‌نامه های جشنواره بود و آن هم گلنار است شخصیتی که کنش می‌کند و نتیجه این کنش برای مخاطب مشخص می‌شود. فراری جدا از یک فیلم‌نامه قابل قبول یک کارگردانی منظم و یک فیلم‌برداری چشم نواز هم دارد.

۶

اما شاید عنصری که بیش از همه این‌ها به فیلم کمک می‌کند موسیقی آن است. موسیقی که در ابتدا فیلم هرگاه داستان کم ‌می‌آورد مخاطب را با خود می‌کشاند.

۷

تنها نکته‌ای که درباره فراری وجود دارد صحنه‌هایی است که شخصیت‌ها رو به دوربین صحبت می‌کنند . این تمهید از سوی فیلم‌نامه نویس باعث می‌شود که مخاطب کنجکاو شود که داستان را تا پایان دنبال کند تا از سرنوشت شخصیت اصلی با خبر شود.

۸

این نگرانی برای شخصیت اصلی اتفاقی خوب برای فیلم نامه است. هرچند که خود فیلم‌نامه نویس بداند که داستان کشش جذب مخاطب را تا پایان ندارد و بخواهد از این تمهید استفاده کند. فراری فیلمی است که به واقع فیلم است و اکثر عناصر آن با هم در ارتباط صحیح هستند.