یک روز به خصوص با اخلاق به خصوص

همایون اسعدیان را باید در دسته کارگردانان کلاسیک طبقه بندی کرد که تمام دکوپاژش را بر مبنای کلاسیک می‌چیند، داستان هایش نیز از همین روند پیروی می‌کنند. اما یک روز به خصوص می‌توانست یک نوآوری برای اسعدیان باشد که پاسخ مثبت هم بگیرد.

۱

همایون اسعدیان را باید در دسته کارگردانان کلاسیک طبقه بندی کرد که تمام دکوپاژش را بر مبنای کلاسیک می‌چیند، داستان هایش نیز از همین روند پیروی می‌کنند. اما یک روز به خصوص می‌توانست یک نوآوری برای اسعدیان باشد که پاسخ مثبت هم بگیرد، اگر اسعدیان می‌توانست از این قواعد گذر کند فیلمش موفق بود.

۲

فیلم نامه یک روز به خصوص مضمون جالبی دارد اما در ساختار فیلم نامه به شدت ضعف دارد. یک روز به خصوص به سراغ اخلاف بافت محور رفته است که در هر موقعیت و بافت چگونه تصمیم می‌گیریم و چه می‌کنیم.

۳

شخصیت اصلی یک روز به خصوص یه روند خوب را طی می‌کند او نمونه خوبی از قهرمان مدرن است. شخصیت اصلی در تمام روند داستان خوب کنش میکند و داستان را پیش می‌برد اما در پایان به ناگاه یک فاجعه می‌آفریند و تمام فیلم نامه را خراب می‌کند.

۴

این همان مشکل کلاسیک بودن قهرمان است که باید حتما یک اخلاق تثبیت شده کانتی را انجام دهد و نمی‌تواند یک قهرمان مدرن باشد.

۵

همین موج کلاسیک بودن است که چند شخصیت اضافی و زائد را به فیلم نامه تحمیل کرده است. پریناز ایزدیار یکی از همین شخصیت ها است که حضورش هیچ توجیه ای ندارد جز اینکه نیروی هدایت گر شخصیت اصلی باشد آنهم بدون دلیل منطقی سببی یا نسبی، این است که کلاسیک بودن ضربه خود را به فیلم زده است.

۶

دومین شخصیت هم دوست پسر خواهر شخصیت اصلی است که او نیز حضورش اشتباه است. اما خواهر شخصیت اصلی با تصمیمی که مبنی بر ماندن در بیمارستان می‌گیرد یک کنش خوب بافت محور انجام می‌دهد که مرزهای اخلاق را جابه‌جا می‌کند و اجازه قضاوت را از مخاطب می‌گیرد.

۷

اگر اسعدیان همان موضوع را تا انتها پی می‌گرفت و برای شخصیت اصلی یک نقطه ضعف تدارک می‌دید فیلم را نجات می‌داد و اثری قابل دفاع خلق کرده بود.