مشابهت های فروشنده با سایرین

تقریباً غیرممکن است که هنرمندی اثری را خلق کند و از آثار هنرمندان پیشین خود الهام و تاثیری نگرفته باشد. اگر علاقمند باشید در ادامه مواردی را خواهید دید که فیلم فروشنده عمداً یا سهواً با آنها مشابهت هایی دارد.

۱

مرگ و دوشیزه (1994) رومان پولانسکی داستان اصلی فروشنده، که در آن کنش قابل ملاحظه ای باشد، در سی دقیقۀ پایانی فیلم اتفاق می افتد. در این لحظات شخصیت گناهکار وارد فیلم شده و با قربانی و همسرش در خانه تنها است. فروشنده خواه ناخواه در این صحنه ها موقعیتی دارد مشابه فیلم مشهور رومان پولانسکی - مرگ و دوشیزه که بازسازی سینمایی نمایشنامه ای به همین اسم از آریل دورفمان است. هر چند، رویکرد رئالیستی و مدرن اصغر فرهادی باعث می شود که ما با شخصیت هایی منفعل تر، واقعی تر و از همه مهم تر ایرانی تر مواجه باشیم که در آن لحظات زد و خورد و تنش کمتری وجود دارد و بیشتر در سکوت و تفکر برگزار می شود.

۲

ربکا (1940) آلفرد هیچکاک ربکا فیلمی بود که آلفرد هیچکاک برای ساختنش از رمان دافنه موریه اقتباس کرد و اولین فیلم هالیوودی هیچکاک پس از مهاجرت از انگلستان به امریکا ساخت. در این فیلم جوآن فونتین، لارنس اولویه و جودیت اندرسون بازی کرده اند. هیچکاک در این فیلم با هوشمندی هرچه تمام تر، هیچ تصویری از شخصیت شرور و بدکارۀ ربکا نشان نداده. با این که فیلم دارای لحظاتی است که در فلش بک روایت می شوند هم در نهایت تصویر ربکا نشان داده نمی شود. اما ربکا حضور دارد. در اشیا و چیدمان خانه و در رفتار آدم های پیرامون. همین حالت را شخصیت آهو در فیلم فروشنده دارد. زن بدکاره ای که پیش از ورود شخصیت ها در خانۀ مرموز آنها سکونت داشته و آثارش، نامه های شخصی اش وسایلش را در این خانه جا گذاشته و انگار به صورتی نامرئی در فیلم حضور دارد و اسباب دردسر شخصیت ها می شود.

۳

گوزن ها (1353) مسعود کیمیایی ظاهراً سینمای مسعود کیمیایی نه تنها در ایران، بلکه در جهان یکی از دورترین قواعد و منش ها را از سینمای فرهادی دارد. با این حال بین این دو کارگردان ایرانی ارتباط خوبی برقرار است و اگر یادمان باشد، اصغر فرهادی کسی بود که فیلمنامۀ محاکمه در خیابان را برای مسعود کیمیایی تصحیح کرد و باعث شد بسیاری از مشکلات آن (که نمی دانیم آن مشکلات چه بوده اند) حل شود. در صحنه ای از فیلم فروشنده، مینا ساداتی - بازیگری که در فیلم نقش یک بیوه زن تنها را بازی می کند و در نمایش داخل فیلم، نقش یک فاحشه را - از رفتار تمسخرآمیز بازیگر مقابلش شروع به داد و فریاد می کند و در حالی که دست پسر کوچکش را می کشد، صحنۀ تمرین تئاتر را ترک می کند. مشابه این تصویر 42 سال پیش در فیلم گوزن ها رویت شده بود. لحظه ای که سید با رفیقه اش فاطمه وارد تماشاخانه ای شده و می بیند که فاطمه (با بازی پروین سلیمانی) از رفتار زشت بازیگر مقابلش معترض است و داد و هوار راه انداخته است.

۴

روانی (1960) آلفرد هیچکاک روانی فیلمی است که همۀ علاقمندان سینما آن را بیش از یک بار تماشا کرده اند. و همۀ سنگینی و نقطۀ عطف آن در سکانس به قتل رسیدن قهرمان زن فیلم جمع شده است. هیچکاک برای ساختن این صحنۀ یک دقیقه ای از صد زاویۀ مختلف از واقعه فیلمبرداری کرده است و با موسیقی برنارد هرمن آن را به یکی از نمونه های عالی مونتاژ کونترپوآنتیک در تاریخ سینما تبدیل نموده است. و البته این جا ایران است و ما در سال 1395 به سر می بریم و گذشته از آن در سینمای فرهادی هم لحظۀ اتفاق هیچ وقت به سبک فیلم های غربی نمایش داده نمی شود. با این حال داستان زنی که در حمام مورد حملۀ مردی قرار بگیرد در همه جای هستی ما را به یاد روانی آلفرد هیچکاک می اندازد. چه آن صحنه از صد زاویۀ مختلف نشان داده شود، و چه اصلاً نشان داده نشود.

۵

طالع نحس (1976) ریچارد دانن بسیاری از فیلم های ترسناک تاریخ سینما از یک الگوی همواره موفق استفاده می کنند. خانه ای که جایی مرموز دارد. به همین علت است که در ابتدای همۀ این فیلم ها ما با اسبابکشی و نقل مکان شخصیت های داستان مواجه می شویم. مثلاً بچۀ رزماری (رومان پولانسکی)، احضار روح (جیمز وان)، درخشش (استنلی کوبریک) و البته طالع نحس اثر ریچارد دانن.